امتياز عليخان العرشي

10

ترجمه استناد نهج البلاغه ( فارسى )

852 ه . ) و از متأخرين ، بروكلمان آلمانى ( ف 1956 م ) بدون تحقيق و ارائه سند جاعل و يا مؤلف « نهج البلاغه » را نشناخته‌اند و گفته‌اند كه از شريف مرتضى و يا از شريف رضى است ( 1 ) و از معاصرين ، دكتر شوقى ضيف ( استاد كرسى ادبيات عرب دانشگاه قاهره ) واضع و جاعل را هيچ كدام از اين دو برادر ندانسته و جعل آن را به روزگاران پيش از آنها مىداند . ولى اين گمان درست نيست ، زيرا ، شريف رضى در كتابهاى خود مانند : « حقايق التنزيل و التأويل » و « المجازات النبوية » از « نهج البلاغة » ياد كرده است . ولى شگفت اينجاست كه شيخ طوسى ( ف 460 ه . ق ) در « فهرست » و « رجال » نه از رضى ياد كرده است و نه از « نهج البلاغهء » او . اما نجاشى در « رجال ص 283 » و ابن شهرآشوب در « معالم ش 328 » و رازى در « النقض ص 180 » و قمى در « فهرست ص 12 » از نهج البلاغة شريف رضى ياد كرده‌اند . فاضل ارجمند دكتر على نقى منزوى ( 2 ) در تعقيب سخن ابن خلكان : كه « برخى آن را به رضى و برخى به مرتضى نسبت داده‌اند » چنين گويد : بايد دانست كه اين اشتباه از آن رو رخ داده كه « مرتضى » لقب هر دو برادر بوده ، و آن را از جد خود گرفته بودند . اما اين كلام آقاى منزوى به دو دليل خالى از اشكال نيست . اولا : سندى در بارهء اشتراك سيدين شريفين در لقب « مرتضى » ارائه نداده است ، ثانيا ابن خلكان ، سيد مرتضى را نيك مى شناخته است و مى دانسته است كه از چه كسى سخن مى گويد ، بنا بر اين توجيه آقاى منزوى قابل قبول نيست . و ما در اين باره سخن كوتاه مى كنيم ، چه مؤلف كتاب حاضر در اين زمينه به تفصيل بحث كرده است و استاد محترم آقاى محمد تقى دانش پژوه در بحث ممتعى كه از جنبهء كتابشناسى « نهج البلاغه » كرده است چنين گفته است : از مجموع تمام نكته‌هاى بررسى شده و از آنچه در فهرستها و كتابهاى ديگر نوشته‌اند بر مى آيد كه به شش دليل مى توانيم « نهج البلاغه » را گرد آوردهء شريف رضى بدانيم و بگوييم

--> ( 1 ) حسن بن سليمان حلى شيعى شاگرد شهيد ( ره ) در آغاز « المحتضر » نهج البلاغه را از شريف مرتضى دانست . بلكه برخى « خصائص » را هم از او پنداشتند ( انتشارات دانشگاه تهران 299 فهرست كتابخانهء اهدايى مشكوة به همت آقاى دانش پژوه ص 1623 ) . ( 2 ) فهرست كتابخانهء اهدايى مرحوم مشكوة به دانشگاه تهران ، ج دوم ، ص 306 ، انتشارات دانشگاه تهران شمارهء 168 . چاپ 1332 .